معرفی رسانه ها پنجشنبه 27 آبان1389 14

درکشوورمان ایران- دههابنگاه خبر پراکنی فعالیت می کنندکه هریک بابهره گیری از نیروهای فعال وخستگی نا پذیرخود آ حرین اخبـار ورویـدا د هـای خبـری را به سمع و نظرشنوندگان-بینندگان وخوانندگان خودمیرسانند. اکیـپ های خبری -اعم ازخبرنــگاران-عکاسان -فـیلمبرداران- دبیران -سر دبیران و بسیاری دیگرازنیروهای متخصص به صورت شبانه روزی برای کسب خبردرتلاشند تا گوی سبقت را ازیـکدیگربربایند.در سطح جهانی نیز بسیارندخبر گزاریها وشبکه هـای خبـری که درایـن زمینه تـلاشهای خستگینا پـذیری دارند.در این بخش تلاش بر این خواهد شد تا با معرفی یه این مراکزخبری-شمارا با چگونگی فعالیتهای آ نها - آشناکنیم.

خبر گزاریها :

 خبرگزاری جمهوری اسلامی: 

در سال 1313  اداره ای به نام آژانس پارسً در وزارت امور خارجه تشكيل شد تا اخبار كشور را گردآوري و در دسترس مردم و مطبوعات قرار دهد و علاوه بر اين دو نشريه ًصبح و عصرً به زبانهاي فارسي و فرانسه براي مسوولان و خبرگزاري‌هاي خارجي وروزنامه‌ها منتشر و ارسال مي‌كرد.

آژانس پارس به ترتيب با خبرگزاريهاي فرانسه، رويتر، آسوشيتدپرسؤ يونايتدپرس و آناتولي قارداد خبري منعقد كرد و از سال 1332 اخبار خبرگزاريها و راديو تلويزون‌ها و مطبوعات را به زبانهاي مختلف ترجمه و منتشر مي‌كرد.

در سال 1342 همزمان با تاسيس وزارت اطلاعات و جهانگردی، خبرگزاري به نام ًخبرگزاري پارسً به اين وزارت خانه ملحق و به صورت 24 ساعته فعاليت خود را آغاز كرد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1360 نام سازمان خبرگزاري پارس به خبرگزاري جمهوري اسلامي تغییر نام داد. 

خبرگزاری فارس

«خبر گزاري فارس»  در بهمن ‌ماه سال 1381 همزمان  با فرا رسيدن سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي راه‌‌اندازي شد.

آرم خبرگزاری به صورت حرف «فا» طراحي شده است و كل طرح امواج مدور آب را نمايش مي ‌دهد كه به نشاني يكي از قابليت‌هاي خبر  يعني ايجاد امواج  و حركت درجامعه است. رنگ  آبي ارغواني كه براي آرم تعيين شده از رنگ‌هاي اصيل ايراني است كه در تزئينات هنر معماري بسياري به كار مي‌رود. نقطه «فاـ كه به رنگ نارنجي انتخاب شده از زردي خورشيد گرفته شده است. نقطه در فرهنگ عرفاني، اسلامي نقش فوق‌العاده‌اي دارد؛‌اگر نقطه نباشد همه مفاهيم از كلمات مي‌گريزند... عنوان «خبرگزاري فارس» توسط ستاد غلامحسين اميرخاني از اساتيد برجسته معاصر هنر خوشنويسي به منظور پاسداشت فرهنگ اصيل فارسي نوشته شده است. معرفی رسانه های خبری ایران و جهان




 

 

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

شهادت دروغ!!مثل آب خوردن! یکشنبه 14 شهریور1389 23
 
 
شاهدانی که با 50هزار تومن شهادت
                    می دهند!!
«آقا من 3 تا شاهد احتياج دارم. «3» تا؟ چرا زودتر نگفتي.» نمي‌دانم چه در پاسخش بگويم، فقط شانه‌ام را به نشانه «نمي‌دانم» بالا مي‌اندازم. «كارت كمي سخت شد، يكي خودم يكي هم...» انگار در ذهنش مرور مي‌كند كه كدام يك از دوستانش حاضرند در مقابل پول شهادت دروغ بدهند، اما خيلي زود به نتيجه مي‌رسد «باشد منوچهر را هم راضي مي‌كنم»
جام جم آنلاين: ساعت 30/9 صبح، روبه‌روي كاخ دادگستريدست‌هاي سياه و آفتاب سوخته‌اش را روي كاغذ جابه‌جا مي‌كند و در حالي كه گوشش را تيز كرده مي‌نويسد: «رياست محترم كلانتري.... باسلام...» مردي چاق و كوتاه قد كه كنارش روي سنگ‌هاي لبه خيابان نشسته است، شرح حالش را مي‌گويد و او دوباره مي‌نويسد: «مدتي است كه همسرم روابط.... تقاضا دارم با فرستادن او به پزشكي قانوني....»

مرد عريضه‌نويس سرش را تكان مي‌دهد و با نگاهي غضب‌آلود مي‌گويد: «يك كم مراعات كن آبروي خودت را مي‌بري.» اما گوش مرد بدهكار نيست و مسلسل‌وار حرف مي‌زند، انگار خيلي دلش مي‌خواهد تا حقانيتش را براي همه حتي اگر رهگذري باشد ثابت كند. او كه از مرد عريضه‌نويس نااميد شده است، رويش را به طرف من برمي‌گرداند و در حالي كه مرتب سرش را به نشان تاسف تكان مي‌دهد، از خيانتي مي‌گويد كه معتقد است زنش بارها مرتكب آن شده است.

حرف‌هايش اصلا جذاب نيست و دندان‌هاي جرم بسته‌اش شوقي براي گوش دادن باقي نمي‌گذارد. رويم را برمي‌گردانم و چشم مي‌چرخانم تا مگر آدم‌هايي را كه براي پيدا كردنشان آمده‌ام، ببينم. اما انگار كسي نيست. در خيابان‌هاي اطراف كاخ دادگستري هم كسي نيست مگر چند رهگذر با سربازي كه بازوبند به دست در حال پست دادن است. كمي آن طرف‌تر هم عريضه‌نويسي ديگر در حال شرح حال نوشتن براي مردي است كه فلاكت از چهره‌اش مي‌بارد. نمي‌دانم مشكلش چيست، اما هر چه هست، دوست دارد واژه‌ها به كمكش بيايند و بهترين عريضه دنيا برايش نوشته شود.

اما جايي كه ايستاده‌ام، دوباره يك مشتري جديد را به سمت عريضه‌نويس پير جلب مي‌كند. اين مشتري هم گرفتار است و خيلي سريع سر اصل مطلب مي‌رود و مرد عريضه‌نويس دوباره با همان دست‌هاي سياه و آفتاب سوخته‌اش مي‌نويسد: «رئيس محترم بنياد شهيد...» حرف‌هايش درست برايم مفهوم نيست و بوق ماشين‌ها اجازه درست شنيدن را نمي‌دهد. حالا كمي خيابان شلوغ‌تر شده است و آدم‌هاي بيشتري در حال حركتند. دوباره چشم را مي‌چرخانم تا فردي را كه مي‌خواهم، پيدا كنم، اما آدم بيكار يا مشكوكي اين طرف‌ها ديده نمي‌شود. انگار بايد دوباره صبر كنم اما روي پا ايستادن آن هم براي مدتي زياد كمي سخت است پس اين پا و آن پا مي‌كنم تا بلكه زودتر كار مشتري مرد عريضه‌نويس تمام شود.

*ساعت 30/10 صبح، همان مكان

كار مشتري راه افتاده است و با گرفتن نامه و دادن 2000 تومان از اينجا مي‌رود و در اندك مدتي از نظر دور مي‌شود. «خانم چيزي مي‌خواستي؟» پيرمرد عريضه‌نويس كه حالا سرش خلوت شده اين را از من مي‌پرسد «عريضه نمي‌خواهم، شاهد لازم دارم.» اين را مي‌گويم و منتظر پاسخش مي‌ايستم. «شاهد.... شاهد؟» اين را چند بار از خودش مي‌پرسد و مي‌گويد «براي چه« .»در دادگاه پرونده دارم، قاضي نتوانسته حكم صادر كند و نياز به شاهد دارد.» كمي با دقت به چشم‌هايم نگاه مي‌كند و مي‌گويد «اينجا كسي نيست يعني قبلا بود اما حالا نيست.« »آقا خيلي گرفتارم پاي 20 ميليون تومان پول در ميان است يكي از اقوامم بالا كشيده و رفته.« »پول شما را؟» با تعجب دوباره براندازم مي‌كند انگار به سن و سالم نمي‌آيد كه به كسي پول قرض داده باشم. باز هم ساكت مي‌ايستد «آقا كسي را سراغ نداريد؟» دوباره ملتمسانه مي‌پرسم. مرد اين بار نگاهش را به پليسي مي‌دوزد كه جلوي خيابان كاخ دادگستري ايستاده است و نمي‌گذارد ماشين‌ها وارد شوند. «براي كي مي‌خواهي؟» اين را كه مي‌پرسد كمي خيالم راحت مي‌شود «براي فردا مي‌خواهم، 30/9 صبح، شعبه هزار و....» دروغ گفتن عجب سخت است اما براي ثابت كردن شنيده‌هايمان لازم است.

«پيدا كردن شاهد تا فردا صبح؟» مرد دوباره اين را از خودش مي‌پرسد و يك نخ سيگار دود مي‌كند. دود سيگارش آنقدر غليظ است كه راه تنفسم را مي‌بندد، اما چاره‌اي نيست بايد با هم به تفاهم برسيم. كمي جايم را تغيير مي‌دهم تا بلكه بتوانم نفس بكشم. «چقدر مي‌تواني پول بدهي؟« »پولش اصلا مهم نيست، فقط مي‌خواهم به حقم برسم حالا مگر چه قدري مي‌شود؟»، «سي چهل تومان»، «مساله‌اي نيست.» اين جملات ميانمان رد و بدل مي‌شود، اما هنوز نتيجه‌اي به دست نيامده است.

مرد كه انگار از سر پا ايستادن خسته شده است، روزنامه‌هاي روي سكوي كنار خيابان را جابه‌جا مي‌كند و روي يكي از آنها مي‌نشيند، اما من هنوز ايستاده‌ام. «آقا بالاخره كسي را مي‌شناسي يا من بروم.»، «نه نرو بالاخره يك كاريش مي‌كنيم.» اين را مي‌گويد و از من مي‌خواهد تا درباره پرونده‌ام بيشتر توضيح بدهم و اين يعني سخت‌ترين كار ماجرا. من هم آسمان و ريسمان را به هم مي‌بافم و از يك سال قبل مي‌گويم كه در يكي از روزهاي آن، 20 ميليون تومان پول بي‌زبان را بدون مدرك از روي اعتماد به پسرعمه‌ام داده‌ام و او حالا مدعي شده كه هيچ پولي را از من قرض نگرفته است.

اينها را كه مي‌گويم به فكر فرو مي‌رود و نصيحتم مي‌كند كه نبايد پول بدون مدرك به كسي مي‌دادم. «بله اشتباه كردم، اما الان چاره‌اي ندارم.» اين را مي‌گويم و دوباره از او مي‌خواهم تا شاهدي برايم دست و پا كند. انگار كمي اعتمادش جلب شده است. «نگران نباش فردا شاهد را برايت مي‌فرستم»، «كجا؟ كي؟» اين را مي‌پرسم و منتظر پاسخش مي‌مانم.

«خودم مي‌آيم.» «شما؟» بله خودم فردا صبح مي‌آيم. راست مي‌گويي؟» مي‌خواهد مطمئن شود و من هم كه چاره‌اي جز تاييد گفته‌هايم ندارم، جواب مثبت مي‌دهم.

«آقا من 3 تا شاهد احتياج دارم. «3» تا؟ چرا زودتر نگفتي.» نمي‌دانم چه در پاسخش بگويم، فقط شانه‌ام را به نشانه «نمي‌دانم» بالا مي‌اندازم. «كارت كمي سخت شد، يكي خودم يكي هم...» انگار در ذهنش مرور مي‌كند كه كدام يك از دوستانش حاضرند در مقابل پول شهادت دروغ بدهند، اما خيلي زود به نتيجه مي‌رسد «باشد منوچهر را هم راضي مي‌كنم» معلوم نيست منوچهر ديگر چه كسي است، اما آن طور كه معلوم است، سال‌هاست كه كارش شهادت دادن براي پرونده‌هايي است كه هيچ چيز در مورد آنها نمي‌داند. «منوچهر هم عريضه نويس است، اما الان تهران نيست ولي تا فردا پيدايش مي‌كنم.»

«ببخشيد منوچهر چقدر مي‌گيرد؟» «منوچهر كمي نرخش بالاست، شايد با 50 هزار تومان راضي شود، درستش مي‌كنم نگران نباش.» «خودتان چقدر مي‌گيريد مي‌خواهم فردا پول همراهم باشد.» «من زياد سخت نمي‌گيرم با هم كنار مي‌آييم جاي چانه زدن هم دارد.»

عجب مرد عجيبي؛ كسي كه شهادت دروغ مي‌دهد، اما زياد دندان‌گرد نيست. مثل اين كه به توافق رسيده‌ايم، اما مرد دوباره مردد مي‌شود و نگاهي به سرتا پايم مي‌اندازد «خانم تو را به خدا راست مي‌گويي؟» «مي‌ترسي؟» «ترس كه نه آخر 2 سال است كه شهادت نداده‌ام، راستش مي‌خواستم اين كار را ترك كنم.» «مگر تا به حال شهادت الكي نداده‌اي، پس چرا نگراني» «موضوع ترس نيست آخر وقتي قاضي مي‌خواهد كه وضو بگيري و دستت را روي قرآن بگذاري، كمي مور مورم مي‌شود، بويژه براي كار شما كه نمي‌دانم راست مي‌گويي يا نه.» «مطمئن باش دروغي در كار نيست، من فقط حقم را مي‌خواهم.» حرف‌هايمان كه به اينجا مي‌رسد، مثل اين كه مرد در حال تقلا با وجدانش شده كمي اين پا و آن پا مي‌كند و مي‌گويد «برو به امان خدا نگران فردا نباش، فقط شماره تلفنت را بده» برايش مي‌نويسم... 091 «فردا منتظرم»، «باشه خداحافظ.»


عجب گفتگوي عجيبي. باور كردن اين كه در نزديكي ما آدم‌هايي هستند كه خيلي راحت پا روي وجدانشان مي‌گذارند و به نفع كساني كه نمي‌شناسند آن هم به بهايي اندك شهادت دروغ مي‌دهند كمي سخت است، اما اين واقعيتي است كه اگر كمي كنجكاوي به خرج بدهي حتما به آن مي‌رسي. بازي اين گونه شروع مي‌شود كسي كه دست از وجدانش شسته، نقش شاهدي مطلع از همه چيز را بازي مي‌كند و با قرار گرفتن روبه‌روي قاضي و خداوند، ترس را از خود دور مي‌كند و به خاطر به ثمر رسيدن پرونده‌اي كه هيچ اطلاعي از آن ندارد، وارد گود مي‌شود.

جالب اينجاست كه آدم‌هاي معمولي كمتر به خود جرات ورود به چنين بازي‌اي را مي‌دهند، پس در غياب آدم‌هاي ترسو و البته باوجدان كساني ازجمله عريضه‌نويس‌ها قد علم مي‌كنند تا چشم در چشم قاضي براي كساني قسم بخورند كه شايد عمر آشنايي‌شان با آنها به چند دقيقه نمي‌رسد. البته نمي‌دانم نان چنين كارهايي چه مزه‌اي دارد، شايد خوشمزه باشد ولي هر چه هست اين پول‌ها، ريال‌هايي است كه با فروختن وجدان به دست آمده است.

پس نتيجه چنان مي‌شود كه فرد جسور كه البته در بيشتر مواقع، فردي فقير هم هست، دست به يكي از بزرگ‌ترين ريسك‌هاي زندگي‌اش مي‌زند و قسم مي‌خورد كه مثلا مي‌داند فردي در تاريخي مشخص به دنيا آمده، اما شناسنامه‌اش به اشتباه نوشته شده است. البته اين كار كم‌خطرترين كار شاهدان دروغين است، چراكه آنها بي‌محابا وارد پرونده‌هاي خانوادگي هم مي‌شوند و فقط با اعتماد به گفته‌هاي يكي از طرفين دعوا با شهادت خود به دفاع از آنان مي‌پردازند.

اما اين كه چه جور آدم‌هايي حاضر به خوردن چنين پول‌هايي مي‌شوند، جاي بحث دارد ولي سوال اينجاست كه قاضي باتجربه‌اي كه به ثمر رسيدن پرونده زير دستش منوط به شهادت شاهدان شده است، چطور قادر نيست راست و دروغ گفته‌ها را تشخيص دهد و سرنوشت يك سوي دعوا را به دست گفته‌هايي دروغين بسپارد.

قانوني كه زياد سخت نمي‌گيرد

در قوانين كشور براي اثبات دعوا ادله‌هاي گوناگون وجود دارد كه اسناد، شهادت، اقرار، قسامه، امارات، معاينه و تحقيق محلي و علم قاضي از آن جمله است كه در موارد مشخص، هر يك از اين ادله مورد استفاده قرار مي‌گيرد. البته در مورد شهادت شاهدان وضع به اين گونه است كه دامنه شهادت در امور مدني محدودتر از امور كيفري است و شهادت هر كسي نيز پذيرفته نيست، طوري كه در جاي جاي قوانين از افرادي كه شهادت آنان پذيرفته شده نيست سخن به ميان آمده است.

به طور مثال در ماده 1315 قانون مدني گفته شده است كه شاهد بايد داراي بلوغ، عقل، عدالت، ايمان و طهارت باشد يعني اگر كسي اين ويژگي‌ها را نداشته باشد شهادتش قابل استناد نيست. همچنين در ماده 155 قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1378 گفته شده است كه شاهد بايد علاوه بر موارد ياد شده خصوصياتي چون عدم وجود نفي شخصي يا رفع ضرر، عدم وجود دشمني بين طرفين و عدم اشتغال به تكدي‌گري و ولگردي داشته باشد.

اين در حالي است كه شهادت افراد معروف به فساد اخلاقي، افراد مبتلا به فراموشي و مجانين نيز قابل استناد نيست، اما قانون در حالي بر اين موارد دست گذاشته است كه به نظر مي‌رسد امكان تقلب براي افراد مختلف در اين عرصه باز است، همان طور كه شاهدان دروغي از آن براي كسب درآمد استفاده مي‌كنند. براي مثال رسيدن قاضي به اين واقعيت كه شاهد فردي عادل، باايمان و درستكار است كاري سخت، پيچيده و زمانبر است طوري كه بيشتر قضات ملاك را بر درستي شاهد قرار مي‌دهند، مگر آن كه خلاف آن ثابت شود. پس به اين ترتيب طرفين دعوا براحتي مي‌توانند در محكمه حاضر شوند و شهادت خود را به ثبت برسانند. البته دكتر بهرامي، قاضي ديوان عالي كشور اين روند را به همين سادگي‌ها هم نمي‌داند طوري كه معتقد است در پرونده‌هايي با چند شاهد، قاضي مبنا را بر اتحاد نظر شهود مي‌گذارد. پس اگر شاهدان بر محتواي پرونده تسلط نداشته باشند امكان اين كه قاضي حرف آنها را مورد استناد قرار ندهد زياد است.

بهرامي در عين حال معتقد است كه براساس قوانين موجود، قاضي مبنا را بر صحت گفته‌هاي شاهد مي‌گذارد مگر آن كه طرف ديگر دعوا ادعا كند اين شاهد از ماجرا بي‌خبر است و شهادت او قابل قبول نيست. اين در حالي است كه اگر طرف مقابل در دعوا ادعا و شكايتي نداشته باشد، قاضي نيز وارد جزييات نمي‌شود و بر حرف‌هاي او استناد مي‌كند. در واقع شايد همين ضعف قانون و اطلاع افراد سوءاستفاده‌گر از آن باشد كه امروز ديده مي‌شود شاهدان دروغين براحتي مقابل ساختمان دادگستري تجمع كرده و قابل دسترسي‌اند.(منبع:سایت خبری تابناک)
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

بی بی سی و ماموریت جدید! جمعه 2 مرداد1388 22

    

-بی بی سی و ماموریت جدید!!

- نام بی بی سی- برای آانان که در نخستین روزهای انقلاب و کوران مبارزات مردم بر علیه رزیم پهلوی - غریو مرگ بر استعمارشان در هر کوی وبرزن شنیده می شد و میرفت تا مرزهارا در نوردد -نامی آ شنا و خاطره انگیز است . رادیو بی بی سی آنگاه که زمزمه های انقلاب به گوش رسید - در یافت که می بایست ماموریت تازه خودرابه نحو احسن به انجام رساند.بسیاری را بر این باور است که انقلاب ایران مدیون رادیو بی بی سی است و این رسانه با بوجود آوردن بسترهای مناسب - در به ثمر رسیدن آن نقش مهمی ایفا کرد. قبل از آنکه در این خصوص به یکباره به قضاوت بنشینم -بهتر است نگاهی به ساختار تشکیلاتی و سیاستهای این رسانه دربه حرکت در آوردن آرام اهرمهای سیاسی و به تبع آن توده های ناراضی جوامع بیا ندازم.

- بدون شک اگر اندکی در پیرامون سیاست ورزیهای استعمار پیر یعنی انگلیس - در کشورهای تحت سلطه بویژه کشورهای جهان سوم از جمله هندوستان- ایران و بسیاری از کشورهای منطقه مطالعه داشته باشید - در می یابید که این کشور درطول تاریخ با ترفندهای مختلف و با استفاده از اهرمهای پیدا ونا پیدایش در این کشورها -بی هیچ هزینه ایدر به بوجود آ وردن تحولات سیاسی - اجتماعی کشورها تاثیر گذاربوده است. تجربیات استعمار انگلیس چنان متقن و د قیق است که شاید بتوان گفت - این کشوربا بهره گیری از  اسناد و مدارک تاریخی -وشناخت کافی ووافی در پیرامون کنکاشهای سیاسی و اجتماعی اشراف کامل دارد.اگر روزی روزگاری -  اسناد  وزارت امور خارجه انگلیس در پیرامون این کشورهاانتشار یابد- این واقعیت بر همگان آ شکار خواهد شد که این کشور در همه برهه ها سکاندارخط مشی سیاسی و اجتماعی-  چه در ساختار های حکومتی وچه در حرکتهای اجتماعی -سیاسی کشورهای تحت سلطه بوده است . 

حال با شناخت سیاستهای استعمار انگلیس - به اصل موضوع می پردازم.بر همگان واضح ومبرهن است که بی بی سی چه در دوران انقلاب که در قالب رادیو بی بی سی مطرح بود - وچه امروزه روز که به عنوان تلوبزیون بی بی سی مطرح است -بودجه خود را از وزارت امور خارجه انگلیس تامین کرده واز خط مشی تبعیت می کندکه بر اساس  یک برنامه ریزی مدون و از پیش تعیین شده است.در پیش از پیروزی انقلاب -سیاستمداران و برنامه ریزان سیاسی استعمار پیر -با تو جه به مطالعات عدیده و نفوذ در ساختار های مختلف اجتماعی در یافته بودند که عمر رزیم سابق در حال افول است و می بایست تدبیری دیگر اندیشید.نگاهی به ساختار اجتماعی سیاسی ایران قبل از انقلاب به وضوح این مدعا را به اثبات میرساند.رزیم پهلوی که ساختار سیاسی خودرا براساس اتکا به سیاستهاو حمایتهای دولت بریتانیا و آ مریکا تنظیم کرده وبه صورت تمام وکمال وابسته به این کشورها بود - با اتکا به سیاستها و حمایتهای دول مذکور - علاوه بر اینکه خودرا به عنوان ژاندارم منطقه خاورمیانه قلمداد میکرد ( به طوریکه سیل سلاحهای پیشرفته در سالهای فوق الذکر به ایران گسیل میشد )و از طرفی دیگر به عنوان پایگاه آمریکا در منطقه به منظور مقابله با نفوذ سیاسی -نظامی ابرقدرت شرق یعنی شوروی سایق)محسوب می شد - کوشش مینمود تا با یهره گیری از تجربیات و امکانات سر ویسهای اطلاعاتی آمریکا(سیا)- انگلیس(انتیجلنت سرویس) و اسرائیل(موساد)سعی در جمع آوری اطلاعات- به مقابله با نفوذ شوروی سابق بپردازد. دراین راستا با تقویت سازمان امنیتی (ساواک)در داخل کشور نیز به مصاف گروهها وتشکلهای سیاسی و بعضعا چریکی تاثیر پذیر از همسایه شمالی میرفت وبی هیچ محابا به قلع و قمع گروههای سیاسی - اعضا و هوادران آنها می پرداخت. درآن دوران نام ساواک -در جامعه ایران- به عنوان مخوف ترین سازمان امنیتی مطرح بود.ساواک در بکار گیری اعضاءخود - وسواس نشان میداد.چه بسا در میان همه احاد اجتماعی نفوذ کرده و با شناسایی افراد به نسبت وابستگی- آنان را به عنوان جاسوس و رابط -در ساختار های مختلف اجتماعی میگمارد.چه بسا این عده- درلایه های مختلف اجتماعی- در قالب روزنامه نگار -نظامی-دانشگاهی -پیشه ور واصناف و....نفوذ کرده و به عنوان خبرچین وبه صورت نامرئی عمل میکردند.در سازه های دیگر این سازمان مخوف-افرادی به کارگرفته می شدندکه عاری از هر گونه عاطفه انسانی بودند.به منظور دست یافتن به این هدف- ساواک به سراغ کودکان بی سرپرست و کودکان بزهکاری میرفت که با کمترین هزینه وآموزشی در خدمت این سازمان جهنمی قرار میگرفتند. اینعده-در کمیته ها و شکنجه گاههای ساواک -به عنوان شکنجه گر کار میکردند.شرح عملکرد شکنجه گران -چون به موضوع این مقال مربوط نمیشود - به فرصتی دیگر موکول میشود.

-باری نگاه رزیم گذشته واستعمارگران انگلیس و آمریکا نسبت به اوضاع سیاسی ایران قبل از انقلاب -نگاه شوروی ستیزی و مبارزه با افکار چپی و کمونیستی بود.با اینکه گروههای مورد هجمه رزیم با تشکیل هسته ها و تشکلهای گوناگون -دست از مبارزه بر نداشته و نسبت به جلب و جذب هوادارمی پرداختند- از طرف دیگر گروههایی با ایدئولوژی اسلامی با انسجام خاصی نسبت به سا زماندهی و گشترش جبهه ای میپرداختند که به مرور زمان در داخل توده های مردمی بسط و گسترش یافت و زمان آن فرا رسید و ایران به مثابه آتش زیر خاکستری شد که درحال فوران بود.روی سخنم در اینجاست- استعمار انگلیس ۲یا۳ سال مانده به فرو پاشی رژیم پهلوی دریافت که عمر آن به سر آمده است .و میبایست طرحی نو در اندازدچگونه واز چه طریق؟ این خود مقوله ای است که برایتان ذکر می کنم.

            ******************************************************

-وزارت امورخارجه انگلیس  -میدانست که ساختار اجتماعی ایران دستخوش یک تحول سیاسی و اجتماعی است .واین تحول خواهی نخواهی بوقوع خواهد پیوست.بنابراین با یک چرخش۱۸۰ درجه ای - خود را همگام با رهبران و پیشگامان انقلابی قلمداد نمود.با بکار گیری از امکانات رسانه ای ( رادیو بی بی سی ) تلاش کرد تا تر یبونی باشد برای انقلایبون داخل و خارج از ایران.سخنان رهبران سیاسی و مردم ناراضی را دربعدو وسعت گسترده ای پخش می نمود .به گونه که هر ایرانی طالب آ زادی در هرکوی و برزن پنهان و آشکار از مطالب پخش شده از راردیو بی بی سی و اطلاعیه های رهبران انقلاب سخن میگفت.رادیو بی بی  سی - در فضای بسته ایران آن دوران - به منزله نمودی ازیک دمکراسی درآمده بود.بالاخره آتشفشان انقلاب ایران -فوران کرد و انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.آنهایی که تا دیروز مداحی رژیم گذشته را میکردند بعد از پیروزی انقلاب لباس دوستی به تن کردند و به یکباره ندای آزادی و آزادی خواهی سر دادند.در آغازین روزهای انقلاب - مجله ای تحت عنوان امید ایران چاپ می شد.مدیر مسئول این مجله و یکی از نویسندگان وسر دبیران این مجله که امروزه روز در خارج از کشور به عنوان اپوزیسیون و تئوریسین مسائل ایران عمل میکند - درآن روزها خود را فدایی امام و انقلاب اسلامی قلمد د نمودند تا بدینگونه از آب گل آلود ماهی بگیرند.که صد البته نتوانستند.!!به هرحال بعد از گذشت چندین و چندین سال از پیر وزی انقلاب - گویی استعمار انگلیس خواب دیگری در سر می پروراند.اگر دقت کرده باشید -آنونس تبلیغی تلویزیون بی بی سی چند ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری ایران دراینترنت به صورت وسیع وگسترده ای در سایتهای مختلف انتشار یافت و درست ۳ ماه مانده به انتخابات- این شبکه - کار خود را با ارائه برنامه های جذاب و در عین حال هم آوا با فر هنگ وسنن ایرانی آغاز کرد و به مرور زمان تریبونی شد برای همه آحاد مردم در جهت بیان نظرها و خواسته هایشان.مخاطبانی که برخی مسائل وموضوعات را نمیتوانستند در رسانه صدا وسیمای ایران ببیند و بر روی آن بحث و جدل داشته باشند -بی اختیار به سوی این رسانه گسیل  شدند. البته اینهمه را نمیگویم که بر مخاطبین چنین شبه ای پیش آ ید که وزارت امورخارجه انگلیس را این گمان پیش آمده که جامعه کنونی ایران -خواهان ایجاد تغییر و تحولی است نه.بلکه سیاستگذاری های کلان استعمارگران در صحنه بین المللی و تبلیغات گسترده رسانه ای - حکایت از یک حرکت سیاسی منسجم دارد. چرخش به یکباره آمریکا در جهت ایجاد بستری برای حل مسئله فلسطین وجبهه گیری ظاهری اوباما در مقابل رزیم اسراییل و سخنرانی وی در قاهره و ابراز تمایل او بر ایجاد رابطه با ایران-و اختصاص برنامه های خرد وکلان سیاسی و به چالش کشاندن برخی مسائل سیاسی اجتماعی ایران از سوی تلویزیون بی بی سی - حکایت از یک دکترین و تز تازه ای می کند. براستی ماموریت جدید بی بی سی چیست؟  

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

گالري عكسهاي خبري یکشنبه 7 تیر1388 22
گالری عکسهای خبری

آ یا تا به حال فکرکرده ایدکه شکار لحظه ها برای عکاسان وآنهایی که ذوق و هنربه تصویر کشیدن لحظات به یاد ماندنی از منظر لنز دوربین عکاسی رادارند -چه لذت بخش است؟ علاوه بر این تحسین دیگر کسانی را که آنها را می ببینند بر می انگیزد! این گونه عکسها علاوه بر ارزش هنری - در خود -دنیا دنیا حرف وسخن دارند.در این بخش بر آنیم تا گزیده عکسهای خبری روز را انتخاب وبه قضاوت شما دوستان بگذاریم.شاید شما خود نیز از جمله کسانی باشید که : بهترین عکسهای هنری و خبری را در نزد خود دارند. این بخش به شما کمک میکند تا هنر و ذوق خودتان را به دیگران نشان دهید.عکسها و آثار خودرابه dar_shar_khabari_nist@yahoo.com ارسال نمایید تا به اسم خودتان دراین قسمت از خبر روز قرار دهیم.

*بزن بر سر که آن ناعاقل نادان چه حیلتها میکند!!

این هم یک عکس خبری روز!!

ً

-قبل از اختراع دوش!!

 

*اینهم یک پنگوئن از نوع نسل جدید!!

-گوسفند مدرن! 

 

-خیاط در کوزه افتاد!!

زایمان بوسیله هیپنو تیزم.عکسها واطلاعات مربوط به این خبر را در ادامه مطلب مشاهده کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

میز سه شنبه 18 فروردین1388 18

**غلا مر ضا عبدالغظیم نژاد dar_shar_khabari_nist@yahoo.com*

سرتاسر زندگی عرصه داد و ستد است. برای به بدست آ وردن تجربه باید عمرت را در مقابل بدهی و برای باز ستاندن هر آنچه که میخواهی تاوانی را!!هر چند که میتوان این شعر را برای درک و فهم کلام به عاریت گرفت .

هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان

                               ایوان مدائن را آ ئینه عبرت دان!

-میز تا میز!!

- میز !! میز در همه کشورهای جهان به ویژه کشور ما _ حرف و حدیثی دارد. این واژه به ظاهر بی مسما !!به جای خود دارای ابهت و شاید کرا متی است!البته اگر بخواهم - چوب لای چرخ این واژه بگذارم - می بایست با جرات تمام بگویم - در این دنیای لایتناهی و پراز کبر وریا- خود خواهی و زیاده طلبی -در میان انسانها و جوامع - هر میزی - میز نیست چنا نچه هر گردویی گردو نیست !! بنابراین میزداریم !!

- در کرامات و فضلات و سکنات این میز محترم و مکرم باید گفت : میز دارای مراتب گوناگون است- میز تحریر که وسیله ای است برای استفاده دانش آموزان - دانشجویان - هنرمندان نقاش و خطاط و نویسندگان نامی و غیر نامی وو... که وظیفه ای جز به زحمت انداختن افراد و اکناف از قشر های گو ناگون اجتماعی ندارد. گفتم به زحمت انداختن !! آری میزی که وسیله تحریراین و آن است. علاوه بر تحمیل زحمات و مشقات برای استفاده کنندگانش -هر از چند گاه حتی آنها را به درد سر و زحمت میاندازد. به طور مثال: اگر نویسنده ای - خدای ناکرده - مغزش تکانی خورده و بخواهد سره را از نا سره جدا سازد و با صطلاح حرفهای نامربوط بنو یسد - سر از اینجا و آ نجا درمیاورد و به قولی - به زحمت و درد سر میافتد!!               

               **************************************************

و اما - میز از نوع دوم که مطلع نظرنویسنده این مقال است - وسیله ای است آراسته و پر زرق و برق - برای صا حبش - نیز با با محبت و سو د آور. می پرسید ؟ چگونه؟ پر و اضح است - این میز محترم اگر در اختیار یک تاجر و سر مایه دار و کار خانه دار باشد- اورا از حیث احترام دنیوی و جذب خلایق و سو د دهی مفید است .چرا که خلایق چا پلوس را مطیع گر دانده و صاحبان میز را به جلال و جبروتی خاص میر ساند و از مال دنیا بی نیاز!! اینهمه را گفتم - لیکن اصل کلام هنوز ناگفته ما نده است .

              **************************************************

- در باب خدمت میز و میز خواهی - صاحبان د فتر و دستک - در اینجا و آنجا - هر از چند گاه - اداره ای - شرکتی و موسسه ای که دارای انواع و اقسام کار مند و رئیس و مدیر است - حکایتی دیگر دارد. این میز گرامی- وقتی در اختیار یک کارمندخدای ناکرده- ندید بدید قرار گیرد - چه فایده ها که به او نمیر ساند!! اصلا این کارمند محترم - در ابتدای کار برای خودش حوزه استحفاظی خاصی تعریف می کند. به تعریفی دیگر - به هنگام مواجهه با ارباب رجوع -انواع واقسام کاغذ چاپی و غیر چاپی و امضاء و دستخط اختراع می کند و به گاه برخورد با ارباب رجوع- اورا برای رتق و فتق کارهای مر بوطه اش - تکریم می کند و از این اتاق به آن اتاق و این روز و آن روز سوق می دهد و به قولی سر می دواند!و اینهمه از نعمات این میز عزیز و گرامی است که در اختیار این کار مند محترم قرار گرفته است. البته میز مورد نظر - برای این کارمند محترم - عمل زیر میزی را هم به انجام میرساند و هر از چند گاه - مرا جعین را به سوی خود جلب و جذب می نماید!! اینهمه از باب تعاریف اندر میز  کارمندان و صاحبان دفتر و دستک بود !و اما - میزی عریض و طویل که زیبنده و جود انسانهای شریف و محترم و بر گزیده است که جزو خواص بشمار میایند - میزی است آراسته به نام میز ریاست و صدارت و...!!این میز برای صاحبش چاکران و نو کران سینه چاک دارد که در مقالی دیگر اینهمه را بر شما دوستان باز خواهم گفت.

             **************************************************

- آ ری این  قصه سر دراز دارد. در فرصتی مناسب به ادامه این مقال خواهم پرداخت.

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

عید یکشنبه 18 اسفند1387 22

*به بهانه فرا رسیدن عید نوروز باستانی

-پیش درآ مد:

لحظه ها - ساعتها - روزها - هفته ها- از پی هم می گذرندو در پس این فردا و فردا ها - روزی نو در راه است و چند صباحی نه- چند روزی که بگذرد - به یمن رسم نیا کان  - سالی نو با عنوان نوروز را پیش رو داریم. نوروز به واقع - یعنی  روز نو -روزی که پیام آ غازین روز ایام زندگی را میدهد .آ غازین روزی که طبیعت از خواب بیدار میشود و زمین نفسی تازه میکشد.پیشنیان ما از دیر باز با گرامیداشت و پا سداشت ایامی از زندگی آ نرابه عنوان تحولی درگردونه زمان تلقی کرده اند.و با زبان بی زبانی - به همه انسانها و عالمیان - این پیام را داده اند که : آی انسانها: ندای ناقوس حقیقت را به گوش جان بشنوید که میگوید: جامه نو بپوشید و سیاهیها را از روح وتن بزدایید و تحول پیشه کنید. از خواب غفلت بدرآیید و حقیقت انسان را در انسان بودن و روح متعالی بیابید. چگونه است وقتی سالها از پی هم می گذرند و آدمیان به بهای از دست دادن فر صتها و عمر گرانمایه شان به هم دیگر تبریک میگویند و با سو ر و ساط گو ناگون تباهی عمر شان را جشن میگیرند و به قولی: آنگاه که چشم یرهم می گذارند و به گاه  گشودن دیدگان این شعر شاعر نوازشگر گوششان میشود:  

 ای که پنجاه رفت و درخوابی                   مگر این چندروزه در یابی؟

غفلت را در حقیقت تباهی عمرشان می بینند! براستی اینهمه غفلت از برای چیست؟  


عیدنوروز بر همه ایرانیان مبارک باد

*صدای پای نوروز می آید.نوروز - در فرهنگ هر یک از ملتها از هر رنگ و نژاد- با هر زبان وگویشی-رنگ و بویی خاص دارد .نوروز -روزی است که انسانها در فراخنای زمان ودر طول دوران و ادوار مختلف -آمال و آرزوهای بشری را به تصویر کشیده است. همه ملتها - با گرامیداشت نوروز در تلاش بوده اند تا نیکی ها را جایگزین خصلتهای نا پسند بنمایند. نوروز به نوعی -نمایا نگر زدودن سیاهی ها و گام نهادن به سوی سپیدی و پاکیها بوده است. نوروز - پیام آور دوستی - محبت- یکدلی و یکرنگی است. همگان از خرد و کلان با رویی گشاده به دیدار هم میروند و غبار کینه ار دلها می زدایند و خودرا برای فردایی سر شار از مهربانیها آماذه می نمایند. براستی که نوروز یک عید بزرگ است .عیدی که به انسانها درس عشق و دوستی می دهد.نوروز را با همه زیباییهایش پذیرا باشیم.


*پیشینه نوروز

در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (۲۱ مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ها یک ماه ادامه داشت. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی بود، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.

جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌‌باشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا نیز هیچ اشاره‌ای به این جشن نشده است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.

با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌‌کرد.

همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می‌‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌‌پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می‌‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.

روشن کردن آتش هنگام عصر یکی دیگر از رسومی بود که بین مردم در نوروز عمومیت داشت. ریشه مراسم روشن کردن آتش توسط ایرانیان در آخرین چهارشنبه سال نیز به همین عمل ایرانیان باستان بازمی گردد. ایرانیان باستان به آتش احترام می‌‌گذاشتند. آن زمان عقیده بر این بود که آتش موجب تصفیه هوا می‌شود.

در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب می‌‌پاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده است با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده می‌شود. از دیگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هدیه کردن شکر به یکدیگر در روز ششم فروردین بود. و یکی از باشکوه‌ترین سنتها نیز سبز کردن دانه گیاه در یک ظرف است که به آن "سبزه" گویند.

 *هفت سین یا هفت شین؟

تصور میرود .کلمه هفت که الگو ونمونه ای است برای سفره هفت سین . الهام گرفته از خلقت زمین و ا سمانهاست. در پیدایش زمین و آ سما نها خداوند متعال - عالم خلقت را در مدت ۶ شبانه روز آ فریدو ا نگاه مقوله خلقت در آفرینش مو جودات تکمیل شد و پایانی یافت .آ غازین روز زندگی برای عالمیان هویدا شد. به کلامی دیگر هفت روز هفته نیز از همین مو ضوع نشات گرفت. ۱ شنبه- ۲ شنبه-۳ شنبه- ۴ شنبه - ۵ شنبه و جمعه. وآغازین روز زندگی همانا شنبه!بنابر این همه ایرانیان و بسیاری از ملل جهان - از ابتدا - به جای سفره هفت سین - بساط سفره هفت شین را بر پا میکردند. شمع -شیرینی -شهد( عسل ) -شمشاد - شربت و شقایق با شاخه نبات. اینهمه اجزای تشکیل دهنده سفره هفت شین بودند. که نمودی از اولین واژه روزهای هفته بود. (یا د آ وری این مهم ضروری است که ایرانیان باستان پیش از اسلام -به جای هفت شین -سفره هفت چین بر پا میکردند که به آن هفت چیدنی می گفتند. عددهفت در زبان با ستانی ایرانیان ( پهلوی ) به نام امرداد است. امرداد به معنای زندگی و جا ودانگی است . )

  

 

 

تا آغاز سال 1388 خورشیدی 725 روز و 20 ساعت و 46 دقیقه و 29 ثانیه زمان مانده است
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

تاملی بر یک خبر دوشنبه 9 دی1387 15
*تاملی بر یک حبر!

**غلا مر ضا عبدالغظیم نژاد  dar_shar_khabari_nist.yahoo.com

قانون نظام هماهنگ حقوق کار مندان دولت - اعم از کشوری و لشکری -گرچه دیر هنگام اجرا شده یا در حال اجراست. گامی مثبت در جهت تا مین رفاه نسبی اقشار عظیمی از جامعه محسوب میشود - لیک از چند منظر دارای ایراد و اشکال می باشد.

-تجر به نشان داده است که در آ غاز ین روزهای هر سال - با تو جه به تورم موجود- درصدی نیز به حقوق و مزایای کار مندان دولت و کار کنان تحت پوشش بیمه های تا مین اجتماعی افزوده میشود ودر این رهگذر- به محض اعلام خبر افزایش حقوق کار مندان و کارگران - د ستهای مرئی و نا مرئی اقتصادی -به تکاپو افتاده و در تمامی ابعاد اقتصادی و معیشتی مردم جامعه تورمی غیر قابل تصور را ایجاد می نمایند! این تجربه تلخ با اینکه بار ها و بارها - آ ئینه تمام نمایی برای دست اندرکاران و مسئولین دولتی وغیر دولتی و اقشار مختلف مردم جامعه بوده و هست -لیکن هیچگاه راهکار ی به منظور پیشگیری ودر نهایت جلو گیری از این آ فت اجتماعی اتخاذ نمیگردد!

-بدون شک - در راستای اجرای نظام هماهنگ حقوق کار مندان دولت و افزایش حقوق این قشر - دستهای پنهان و آ شکار اقتصادی بیکار ننشته و طر حها و بر نامه هایی- جهت افزایش تورم در جامعه - داشته و خواهند داشت. و ممانعت و جلو گیری از این تر فندها - ( اگر بخواهم صا دقانه بگویم- توطئه ها!)- لازم است - راهکار و طرحی نو در مقابل تو طئه گران اقتصادی به مر حله اجرا در آ ید. به بیانی دیگر  در مقابل هر تک - پاتکی!!

اگر این واقعیت ملموس و آشکار- نه در شعار - بلکه در عمل - راه درمان داشته باشد و گوش شنوایی برای آ ن!! - ضروری است که دولت - به جای افزایش چندین و چندین برابری حقوق و دستمزد ها - بی آنکه در بوق تبلیغاتی بدمد -بدون سر و صدا - طرح وبرنامه ای تدوین نموده و به مرحله اجرا بگذارد که در راستای آن - تمامی کار مندان و در بعدی و سیع تر تمامی اقشار آ سیب پذیر جامعه - از سو بسید های چشمگیر دولتی در خصوص تهیه لوازم و مایحتاج عمومی بهره مند گردند.به طور مثال:کالا های اساسی از طرف دولت - در اختیار تعا ونیهای مصرف کار مندی و کار گری قرار گرفته و همه آ حاد اجتماعی - در هر ماه - از اجناس ارزان قیمت و یا رایگان دولتی بهره مند گردند. این طرح میتواند - باعث جلو گیری از سوءاستفاده سو د جویان اقتصادی در سطح جامعه بشود. و طبیعتا - تبعات آن - با عث رفاه نسبی اقشار کم در آ مد جامعه خواهد شد.

از یاد نبریم - با افزایش تورم چندین و چندین برابری کالاهای مورد نیاز مردم که حاصل افزایش های درصدی حقوق کار مندان دولت می باشد - علاوه بر آنها - بلکه اقشار فقیر جامعه نیز از بند تارهای عنکبوتی زالو های اقتصادی رهایی نخواهند جست. 

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

سه شنبه 12 آذر1387 19
 نگاه اول
         
                             اجتماعی  وفر هنگی
                                            وبلاگی متفاوت
                       -با مطالبی خواندنی و عکسهای دیدنی 
                                                      نگاه اول                                        
  همین امروز میتوانیدآنرا بخوانید!
                   نگاه اول را دراین آدرس مشاهده کنید.           
                                           http://zandrgi.blogfa.com/ 
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

خبر وتحریریه خبری دوشنبه 11 آذر1387 22

* خبر و اصول خبر نویسی


غلامرضا عبدالعظيم نژادdar_shar_khabari_nist@yahoo.com.com

خبر و خبر نویسی بر ای خود اصول وروش خاصی دارد و از یک چار چوب ویژهِ ای تبعیت می کند . در یک تحریریه خبری معمولا ازوجودکسانی که دارای بینش خبری-سیاسی- اقتصادی -فر هنگی و کلا جامعه شناختی هستند- استفاده می شود.این عده علاوه بر این امتیازات -  میبایست با قوانین - اصول - و متد خبر نویسی وبسیاری مسائل آ شنایی کافی و وافی داشته باشند. در این مختصر در خصوص خبر و اصول خبر نویسی در رسانه های جمعی بیشتر خواهم نوشت و شما در این مورد بیشتر خواهید دانست!!            

                             **************************************

*آ شنایی با سر ویسهای مختلف رسانه ای

وسایل ارتباط جمعی اعم اروزنامه - مجله-و رادیو وتلویزیون- علاوه بر نشر مطالب گوناگون اجتماعی - سیاسی - فر هنگی خبری و ورزشی -مبادرت به انعکاس خبر های روز و تفاسیر مختلف می نمایند . در هر یک از این رسانه ها -سرویسهای گوناگونی دایر میشود که در آن از کادر مجرب و متخصصی جهت اداره بخش مربوطه استفاده میشود. این سر ویسها معمولا با وظایف مشخص و تعریف شده ای به فعالیت میپردازند.سر ویسهایی چون : سرویس اجتماعی - سرویس سیاسی- سرویس خبری- سرویس هنری - سر ویس ورزشی و.. از جمله آ نها هستند. هر یک از سر ویسها دارای کادر مجرب و نخصصی است که در زمینه های مختلف از تبحر خاصی بر خوردار می باشند. به طور مثال : در یک سر ویس هنری - افرادی بکار گر فته میشوند که نسبت آگاهیهای آ نان به هنر بسیار بالا بوده وبه چم وخم مو ضوعات هنری آ شنایی کافی و وافی دارند. به مراتب - در سر ویسهای دیگر نیز اینگونه عمل میشود . هر سر ویس برای خود دبیر - سر ویس و نویسندگان گو نا گون دارد.

                                   *************************************


ادامه مطلب
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

معرفی رسانه ها دوشنبه 11 آذر1387 22
* معرفی رسانه های خبری ایران و جهان


درکشوورمان ایران- دههابنگاه خبر پراکنی فعالیت می کنندکه هریک بابهره گیری از نیروهای فعال وخستگی نا پذیرخود آ حرین اخبـار ورویـدا د هـای خبـری را به سمع و نظرشنوندگان-بینندگان وخوانندگان خودمیرسانند. اکیـپ های خبری -اعم ازخبرنــگاران-عکاسان -فـیلمبرداران- دبیران -سر دبیران و بسیاری دیگرازنیروهای متخصص به صورت شبانه روزی برای کسب خبردرتلاشند تا گوی سبقت را ازیـکدیگربربایند.در سطح جهانی نیز بسیارندخبر گزاریها وشبکه هـای خبـری که درایـن زمینه تـلاشهای خستگینا پـذیری دارند.در این بخش تلاش بر این خواهد شد تا با معرفی یه این مراکزخبری-شمارا با چگونگی فعالیتهای آ نها - آشناکنیم.

خبر گزاریها :

 خبرگزاری جمهوری اسلامی: 

در سال 1313  اداره ای به نام آژانس پارسً در وزارت امور خارجه تشكيل شد تا اخبار كشور را گردآوري و در دسترس مردم و مطبوعات قرار دهد و علاوه بر اين دو نشريه ًصبح و عصرً به زبانهاي فارسي و فرانسه براي مسوولان و خبرگزاري‌هاي خارجي وروزنامه‌ها منتشر و ارسال مي‌كرد.

آژانس پارس به ترتيب با خبرگزاريهاي فرانسه، رويتر، آسوشيتدپرسؤ يونايتدپرس و آناتولي قارداد خبري منعقد كرد و از سال 1332 اخبار خبرگزاريها و راديو تلويزون‌ها و مطبوعات را به زبانهاي مختلف ترجمه و منتشر مي‌كرد.

در سال 1342 همزمان با تاسيس وزارت اطلاعات و جهانگردی، خبرگزاري به نام ًخبرگزاري پارسً به اين وزارت خانه ملحق و به صورت 24 ساعته فعاليت خود را آغاز كرد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1360 نام سازمان خبرگزاري پارس به خبرگزاري جمهوري اسلامي تغییر نام داد. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |